ایران ، در پایان یک تجربه طولانی

نویسنده :کامران چاه تل(ترکیه)

🖋مقدمه
ایران امروز نه در آغاز یک بحث تازه، بلکه در پایان یک تجربه طولانی ایستاده است. تجربه‌ای که از دهه هفتاد خورشیدی با برچسب «اصلاحات» آغاز شد و در هر بزنگاه، با چهره‌ای متفاوت اما با ساختاری یکسان، دوباره به مردم عرضه شد. اصلاح‌طلبی در جمهوری اسلامی هرگز یک پروژه برای تغییر ساختاری نبود، بلکه ابزاری بود برای بازتولید بقا. ملت ایران بارها به این جریان فرصت داد، اما هر بار نتیجه چیزی نبود جز بازآفرینی همان ساختار قدرت.

♟️دوره اول: شیخ رفسنجانی « *پدر خوانده اصلاحات*»
اکبر هاشمی رفسنجانی، اگرچه در ظاهر نماد عملگرایی و توسعه‌گرایی اقتصادی معرفی شد، اما بنیان‌گذار همان اصلاح‌طلبی حکومتی بود که امروز به بن‌بست رسیده است. او پس از مرگ خمینی، با پروژه «سازندگی» و چهره‌ای پراگماتیست، تلاش کرد نظام را از بحران عبور دهد. اما در عمل، خصوصی‌سازی‌های رانتی، شکل‌گیری طبقه‌ای جدید از رانت‌خواران، و تداوم سرکوب سیاسی، نشان داد که اصلاحات او چیزی جز بازآرایی قدرت در چارچوب همان ولایت مطلقه نبود.

🕸دوره دوم: شیخ لبخندها محمد خاتمی
با ورود خاتمی، جامعه امیدوار شد که «آزادی» و «جامعه مدنی» از شعار به واقعیت تبدیل شود. دو خرداد ۷۶ نه فقط یک انتخابات، بلکه یک انفجار اجتماعی بود. اما حاصل هشت سال ریاست‌جمهوری خاتمی، در برابر فشار ساختار امنیتی، عقب‌نشینی‌های پی‌درپی و نهایتاً تسلیم بود. قتل‌های زنجیره‌ای، توقیف گسترده مطبوعات، و حصر رهبران جنبش دانشجویی، همه در دوران او رخ داد. پروژه خاتمی، با همه لبخندها و ادبیات ملایمش، سرانجام به تقویت همان نظامی ختم شد که وعده تغییرش را داده بود.

🦊دوره سوم: شیخ شیاد « بنفش حسن روحانی»
روحانی که با شعار «کلید حل مشکلات» و وعده گشایش اقتصادی وارد میدان شد، بیش از هر دوره‌ای ماهیت واقعی اصلاح‌طلبی حکومتی را برملا کرد. برجام، که می‌توانست فرصتی برای تنفس اقتصادی باشد، عملاً به دلیل وابستگی کامل به سیاست خارجی آمریکا و بی‌پشتوانگی داخلی، به ابزاری برای وقت‌کشی نظام بدل شد. سرکوب آبان ۹۸ و انکار خون‌های ریخته شده، در کنار سقوط اقتصادی بی‌سابقه، نشان داد که اصلاحات نه فقط ناتوان از ایجاد تغییر است، بلکه در بزنگاه‌های تاریخی، شریک جرم سرکوب نیز می‌شود.

🦚دوره چهارم: بازی میر حسین موسوی ( بازگشت به «عصر طلایی امام»)
در میانه این چرخه فرسایشی، چهره‌ای دیگر به‌عنوان «امید تازه» وارد صحنه شد: میر حسین موسوی. او که سال‌ها در سکوت به‌سر برده بود، با بیانیه‌ها و مواضعی دوباره به میدان بازگشت و تلاش کرد خود را به‌عنوان آلترناتیو اخلاقی معرفی کند. اما بخش مهمی از گفتمان موسوی بر محور بازگشت به «عصر طلایی امام» است؛ عبارتی که برای ملت ایران به‌روشنی یادآور دهه‌ای است پر از سرکوب، اعدام‌های گسترده ۶۷، جنگ بی‌پایان و اقتصاد کوپنی.
موسوی با تکیه بر نوستالژی دهه اول جمهوری اسلامی، عملاً در پی بازسازی همان ساختار ایدئولوژیک بود، با ظاهری مدرن‌تر. این بازگشت به گذشته، برای جامعه‌ای که از تکرار تاریخ آسیب دیده، نه راه‌حل که تداوم همان بن‌بست است.

دوره پنجم: پزشکیان « آخرین امید فریب»
انتخابات ۱۴۰۳ و پیروزی پزشکیان با کم‌ترین مشارکت مردمی در تاریخ جمهوری اسلامی، سند نهایی پایان سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان بود. پزشکیان، که با چهره‌ای «مردمی» و با حمایت بی‌چون‌وچرای رهبر وارد میدان شد، حتی در ظاهر هم وعده تغییر ساختاری نداد. این‌بار مردم نه فریب خوردند، نه امید بستند. مشارکت پایین نشان داد که ملت ایران دیگر بازی دوگانه اصولگرا واصلاح‌طلب را باور ندارد.

🧠تحلیل فلسفی و ژئوپلیتیک
اصلاح‌طلبان حکومتی هرگز دغدغه «حق حاکمیت ملت» را نداشتند. از رفسنجانی تا پزشکیان، دغدغه اصلی همیشه «حفظ نظام» بوده است. امنیت ملی در ادبیات این جریان، نه امنیت مردم، بلکه امنیت ساختار قدرت است. این جریان حتی در ماجرای نفوذ خارجی نیز بازی دوگانه‌ای پیش برده است: از یک‌سو با ادعای مقابله با دشمن، مردم را در فضای رعب نگه داشته، و از سوی دیگر با شبکه‌های نفوذی که حتی زیر گوش خودشان فعال بوده (از پرونده‌های اطلاعاتی دهه ۷۰ تا عملیات موساد در قلب تهران) بی‌عملی یا هم‌پوشانی داشته‌اند.

مردم امروز به‌خوبی می‌دانند که اسرائیل از زیر عبای همین نظام و همین جناح‌ها بیرون آمده است. همان کسانی که امروز فریاد «استقلال» می‌زنند، دهه‌هاست در برابر نفوذ و عملیات خارجی یا سکوت کرده‌اند یا از آن به‌عنوان ابزار سیاسی استفاده کرده‌اند.

🔍نتیجه‌گیری: پایان یک بازی تکراری
ملت ایران امروز دیگر در دام اصلاح‌طلبی حکومتی نمی‌افتد. تجربه چهار دهه نشان داده که هر بار این جریان با چهره‌ای تازه، وعده‌های تازه، اما با همان ساختار کهنه بازمی‌گردد. این بار جامعه در پی جابه‌جایی نقاب نیست، بلکه در پی پایان دادن به کل چرخه است.

استقلال ملی و آزادی، نه از مسیر لبخندهای سیاستمداران حکومتی، که از اراده مستقل ملت می‌گذرد. این ملت نه به ولایت مطلقه امیدی بسته، و نه به ولایت اصلاحات. بازی به پایان رسیده است.

دوشنبه /۲۸/جولای/۲۰۲۵
🌹🙏✌

دیدگاهی بنویسید

لطفا دیدگاه خود را در اینجا بنویسید
لطفا نام خود را در اینجا بنویسید

3 × 4 =