نویسنده : کامران چاه تل(ترکیه)
ای خاکِ سوخته از تفتان تا زاگرس،
ای خونِ جوشان از الوند تا بندر!
ای آوازِ موجِ کارون،
ای نعره کوههای کردستان،
دست به دست شدیم
از گیلانِ سبز تا طبسِ تفتیده،
از گرگانِ کهن تا سیستانِ خسته،
از کرمان و شیراز تا اصفهانِ رنجدیده!
هی ههبو، ههبو، مارش آزادی!
زن، زندگی، آزادی!
خهبات تا خهبات، تا سپیده،
ههتا ئازادی!
ای صدای مادرانِ سیاهپوش،
که گهوارهها را با لالایی خون تکان دادید.
ای برادرانِ به دارآویخته،
که نامتان را با فریاد،
بر دیوار زندانها نوشتیم!
ای زندانیانِ بینام و بیصورت،
که دیوارهای سیمانی را با قلب خود شکافتید،
ما قسم خوردهایم،
که هیچ زنجیری بهجا نگذاریم!
آزادی بِوِه، نورِ سحر بیایه،
خاک گِل گُلی شهد، بهار بیایه!
ای تفتانِ خشمگین، بخروش!
ای اروندِ خونرنگ، بتاز!
ای الوندِ سترگ، بایست!
و ای زاگرسِ کهن، فریاد بزن
که ما یک صدا،
از هر لهجه، از هر خاک،
با یک پرچمِ خورشیدوار،
به رقصِ آزادی برمیخیزیم!
زن، زندگی، آزادی!
کورد و لک، گیل و بلوچ،
بندر و طبس، اصفهان و کرمان،
دست در دست،
مارش حرکت، به سوی آزادی!
زمین میرقصد،
آسمان میرقصد،
و خونِ ریخته،
گل میشود بر هر وجب این خاک،
ایران آزاد میشود!
ایران آباد می شود!
با تمام قدرت مردم،
ایران آزاد آباد می شود از نو.
جمعه /۱/آگوست/۲۰۲۵
🌹🙏✌️