زجر نامه نقاب و عقوبت ما

 

نویسنده : کامران چاه تل(ترکیه)

چهره‌ها نقاب می‌زنند، زبان‌ها هزار رنگ می‌شوند، وعده‌ها مثل برگ‌های پاییزی بر زمین می‌ریزند.
اما یک چیز هست که هرگز دروغ نمی‌گوید: رفتار.
رفتار ما آینه‌ای است بی‌رحم؛ تصویری عریان از حقیقتی که دوست نداریم به آن خیره شویم.

سال‌هاست که در برابر تحقیر، به جای فریاد، به مُسکّن‌ها پناه برده‌ایم. اینترنت را می‌بندند؛ ما با ولع به دنبال فیلترشکن می‌دویم. برق و آب را قطع می‌کنند؛ ما ژنراتور و پمپ می‌خریم و خیال می‌کنیم زرنگی کرده‌ایم. اما در واقع، زنجیر را رنگ کرده‌ایم و با افتخار بر دیوار آویخته‌ایم.
این چه سرنوشتی‌ست؟ مردمی که به جای شکستن دیوار، سوراخی برای نفس کشیدن پیدا می‌کنند و اسمش را «بقا» می‌گذارند.

قدرت از همین رفتار ما نیرو می‌گیرد. وقتی می‌بیند اعتراض‌هایمان به خرید بدل‌های تحقیرآمیز خلاصه می‌شود، می‌فهمد هنوز برده‌ایم، فقط با اسباب‌بازی‌های تازه‌تر. و چه تلخ است این حقیقت: ما خود زنجیر را صیقل می‌دهیم تا کمتر زخم بزند، بی‌آنکه جرأت کنیم آن را پاره کنیم.

اما تاریخ گواهی می‌دهد: هیچ ملتی با مُسکّن آزاد نشده است. آزادی را نه در بازار سیاه می‌فروشند، نه در اپلیکیشن‌ها می‌توان دانلود کرد. آزادی لحظه‌ای زاده می‌شود که مردمان تصمیم بگیرند رفتارشان را عوض کنند؛ که به جای مشتری بودن، معترض باشند. به جای بنده بودن، برهم‌زننده‌ی قاعده باشند.

امروز رفتار ما سند بردگی ماست.
اما فردا می‌تواند سند آزادی‌مان باشد، اگر جرأت کنیم یک‌بار، فقط یک‌بار، با صدای بلند «نه» بگوییم.
نه به تحقیر، نه به زنجیر، نه به عادت.

کلمات می‌توانند هزار نقاب بزنند.
اما رفتار، حقیقت برهنه‌ی ماست.
و این آینه، سال‌هاست ما را رسوا کرده؛
تنها کافی‌ست یک‌بار چشم در چشم آن بایستیم، و انتخاب کنیم: برده بمانیم یا آزاد شویم.

شنبه/۱۳/سپتامبر/۲۰۲۵

دیدگاهی بنویسید

لطفا دیدگاه خود را در اینجا بنویسید
لطفا نام خود را در اینجا بنویسید

چهار + 2 =