این کلمات را بپذیر،
نه به رسمِ تبریکِ گذرا،
که به رسمِ هدیهای از جان؛
هدیهای برای مکث، برای تأمل،
برای به یاد آوردنِ نور در زمانهی تاریک.
در آستانهی شبهایی که
یلدا،
صبرِ کهنِ زمین را به ما میآموزد
و از دلِ بلندترین تاریکی،
نویدِ زایشِ نور میدهد؛
و کریسمس،
با زنگِ مهر و بخشایش،
انسان را دوباره به انسان فرا میخواند؛
و سالِ نوِ میلادی
چون صفحهای سپید
پیشِ روی آینده گشوده میشود؛
این واژهها
آرام، نجیب و بیادعا
به تو تقدیم میشوند.
باشد که این روزها
دعوتی باشند به حقیقتجویی؛
حقیقتی رها از تعصب و خشونت،
راهی که از آگاهی میگذرد
و به آزادی، صلح و امنیتِ جهانیان میرسد.
باشد که انسان
بار دیگر
مسئولِ انسان بودنِ خویش شود
و جهان
نفسی آسودهتر
در سایهی خرد و همدلی بکشد.
و اما ایران…
این نامِ آمیخته با شکوه و زخم،
این حافظهی روشنِ رنج و مقاومت؛
برای تو،
و برای مردمانی که هنوز
به فردا ایمان دارند،
آرزوی آزادی، صلح، برکت و زندگیِ شرافتمندانه داریم.
آرزوی زمانی که
هیچ اندیشهای در بند نباشد،
هیچ صدایی خاموش نشود،
و کرامتِ انسان
قربانیِ قدرت نگردد.
در این لحظههای آستانهای،
دل در دلِ هم مینهیم
و آرزومندِ آزادی همهی زندانیان در بند میشویم؛
و با احترامی عمیق و سکوتی معنادار،
شادیِ روانِ جانباختگانِ میهندوست
و آرامشِ جانِ عزیزانِ رفته و امواتِ جمع را
به یاد میآوریم؛
باشد که یادشان
نه اندوهی سترون،
که چراغی برای ادامهی راه باشد.
اگر این هدیه
لحظهای دل را آرام کرد،
اگر نوری هرچند کوچک
در جان افکند،
بدان که
واژهها
وظیفهی خود را بهجا آوردهاند.
یلدا، کریسمس و سال نو میلادی مبارک
بر همهی دلهایی
که هنوز
به نور،
به حقیقت،
و به آیندهای آزاد
وفادار ماندهاند.
با احترام
کامران چاهتل
دسامبر ۲۰۲۵
🌹🙏✌️