رضا نساجی
در شرق تهران جوی خون را کف خیابان دیدیم. حالِ مجروحان را در بیمارستانها پرسیدیم. شمار جنازههای کهریزک و دیگر محلهها و شهرها را از آشنایان شنیدیم. خبر بازداشتهای دیگران را هر جا گرد آمدیم، از مادرانشان شنیدیم.
اما این بار هم فرصت عزا و ماتم نداریم. آن خونها که ریخت، نباید بیهوده بمانند. برای نجاتدهندههایی که در بسترِ راحت خفتهاند و دستور «برایم بمیرید» میدهند. وقتتان را برای سوگواری هدر ندهید، سازماندهی کنید.
حیف آنهمه جان و تن کودک و جوان که قرار بود وجهالمعاملۀ آن انگل مفتخور با ترامپ شود – که امتیازی بگیرد و بزند – اما وجهالمصالحۀ ترامپ با این جانیان خونخوار شد – که امتیازی بگیرد و نزند – و بر اندوه این مردم داغدیده و رنجکشیده افزود. منجیان دروغین تودۀ خشمگین را سر کار گذاشتند و جانیان واقعی همچنان بر سر کار ماندهاند.
در اوج کشتار آبان ۹۸، درست همان لحظه که عدهای گمان میبردند آمریکا مرگ مردم ایران را نادیده نمیگیرد، ترامپ مشغول تبادل شهروندان زندانیاش با زندانیان وابسته به جمهوری اسلامی بود.
اما کمی بعد، در واکنش به کشتهشدن یک پیمانکار آمریکایی در عراق، قاسم سلیمانی و همراهانش را کشت.
در اوج کشتار دی ۱۴۰۴ هم عدهای منتظر یاری آمریکا به مردم ایران بودند؛ اما ترامپ کشتار آنها را نادیده گرفت، با آخوندها معاملۀ تازهای کرد، از رهبرشان تشکر کرد و قاسم سلیمانی را هم ستود.
چه توهماتی، به چه بهایی …