🖋️:کامران چاه تل
ایران امروز نه درگیر یک رقابتِ سیاسی، که در حالِ دستوپا زدن در یک «بحرانِ بیولوژیک» است. عاملِ این نکبت و بویِ تعفنی که از سفرههای تهی بلند میشود، غدهای سرطانی به نام جمهوری اسلامی است که بقایِ خود را در نابودیِ کرامتِ انسان جسته است. اما حقیقتِ هولناکتر، آن «فلجِ مهندسیشدهای» است که به دستِ دو لبهی یک قیچی، تنِ رنجورِ ملت را در این سیاهچاله مهار کرده است؛ قیچیای که دستهی آن در دستِ نفوذِ سیستم است و لبههای آن، «مَنیت» و «فریب».
یک لبه، «قلعهنشینانِ منیتپرست» هستند؛ جمهوریخواهانی که در پیلههای فرسودهی خود، «وزنکشیِ سایهها» میکنند. آنها سرنگونی را به گروگانِ صندلیهای خیالیِ خود گرفتهاند و با لجاجتی سمی، مانع از شکلگیریِ یک «عاملیتِ جمعی» میشوند. لبهی دیگر، «فریبِ آراستهی ویترینی» است؛ رضا پهلوی امروز نه یک راهکار، که یک «مُسکنِ تخدیرکننده» است. کسی که با وعدهی گذارِ بیهزینه، خشمِ مقدسِ شما را در سطحِ یک امیدِ فانتزی منجمد میکند تا خروجیِ این انرژی، نه فروپاشیِ رژیم، بلکه «انفعالِ تصویری» باشد. این یک انسدادِ ساختاری است که شما را از «مالکِ معترض» به «تماشاچیِ منتظر» تقلیل میدهد.
سرنگونیِ این نظام، یک هیجانِ کور نیست؛ یک «ضرورتِ بقا» و یک پروژهی دقیقِ مهندسی است. صیانت از جان و مالِ شما، نیازمندِ «میثاقِ صیانت از نان و جان» است، نه وکالتنامههای سفیدامضا. هراس از جنگِ داخلی، اسلحه رژیم است که در دستانِ اپوزیسیونِ نادان میچرخد. برای خنثیسازیِ این بمب، ما محتاجِ یک «تکنوکراتیِ انتقالی» هستیم؛ یعنی اجبارِ تمامِ مدعیان به تسلیم در برابرِ یک «اتاقِ فکرِ فراجناحی از متخصصان» که پیش از سقوط، تضمینِ ثبات و مدیریتِ فنیِ گذار را مکتوب کرده باشند.
بیدار شوید! خویشکاریِ عقلانی یعنی مطالبهی «تضمینِ استمرارِ زندگی» از هر کسی که ادای نجات دادن را درمیآورد. اگر امروز از «منیتِ قلعهها» و «تخدیرِ ویترینها» عبور نکنیم، در غبارِ نفوذ و فریب، دستهجمعی دفن خواهیم شد. ایران، محتاجِ «بلوغِ ستیزنده» است؛ بلوغی که میداند امنیت، هدیهی یک شاه یا یک رئیسجمهور نیست، بلکه قراردادِ محکمِ شهروندان با یکدیگر برای زنده ماندن است.
🌹🙏✌️
نقدِ منتقدِ بیرحم (قضاوتِ نهایی)
سه شنبه/۱۷/فوریه/۲۰۲۶