روزی ملا نصرالدین را گفتند:

✍️:کامران چاه تل

روزی ملا نصرالدین را گفتند:

«فلانیان، پادشاهی می‌خواهند برای ایران!»
ملا خندید و گفت:
«ای جانِ ملا!
این هم شد حکایت آن مردی که دیگ ندارد، برنج ندارد، مهمان ندارد…
ولی از دَمِ ظهر فریاد می‌زند: “شامِ شاهانه مهیاست!”»
گفتند: «ملا! اینان حتی ایرانی هم در بساط ندارند!»
گفت:
«عیبی ندارد…
پادشاهیِ بی‌مردم، مثل عمامه بر سرِ الاغ است؛
نه الاغ فقیه می‌شود، نه عمامه آبرودار!»
پرسیدند: «پس این همه هیاهو برای چیست؟»
ملا تبسمی تلخ کرد و گفت:
«برای آن‌که با دشمن بسازند و با مردم بسوزانند…
نان را آن‌جا می‌جویند که آتش از خانه‌ی خودشان بلند کرده‌اند!»
و زیر لب افزود:
«پادشاهی اگر از مردم نیاید،
می‌شود دکانی…
که صاحبش گداست،
ولی تابلویش طلا!»

بدون دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

لطفا دیدگاه خود را در اینجا بنویسید
لطفا نام خود را در اینجا بنویسید

3 − دو =

خروج از نسخه موبایل