زهرا شفیعی دهاقانی؛ “تصادفی که تصادفی نیست”

زهرا شفیعی دهاقانی؛ تصادفی که تصادفی نیست.

جهنم نه مکان است و نه در زمان خاصی اتفاق می افتد، ذهن من قادر است یعنی تواناست تا برای جسم من خواسته هایش را بسازد. این ذهن به قدری قدرتمند است که انسانها بخاطر اینکه در درگیری‌های روزمره غرق شده اند، حتی حاضر به امتحان قدرت ذهن خود نشده اند شاید هم نمی توانستند و ذهن فرار می کرده بعنوان مثال نماز خواندن نوعی مراقبه است که می توان ذهن را مراقبت کرد اما در نماز حواس همه جا می رود و انسان نمی تواند در مراقبه بماند در اصل نماز یا مراقبه بی عمل فقط نوعی بازی کودکانه است و وقت تلف کردن، زیرا کسی که نتواند در نماز یا مراقبه ذهن خود را کنترل کند و دائم ذهنش مراقب ظرف غذا و بچه و گاز و چک برگشتی و اداره و … است این مراقبه تبدیل به اسارت می شود که ترس از جهنم انسان را مجبور به نماز خواندن بی مراقبه و کنترل ذهن می کند در اصل اگر کسی بتواند یک رکعت نماز با کنترل ذهنش انجام دهد تمام اسرار هستی برایش باز می شوند و او تبدیل به ابرانسان می شود که کل کائنات را در کف دستش دارد اما ذهن ،حواس را به هر جایی می کشانده تا قدرت انسان را به خودش واگذار نکند ولی چیزی ورای ذهن به انسان تخصیص داده شده که کل جهان هستی و کائنات و کل گذشته و حال و آینده را در دست می تواند بگیرد و قدرتی لایزال پیدا می کند قدرت (فراذهن)
ذهن بخش کوچکی از فراذهن است اما نمی دانیم فراذهن هم زیر مجموعه است یا خودش مجموعه دار است، همینقدر می دانم که انسان دارای این قدرت هست ولی نمی داند سوئیچ آنرا چگونه روشن کند البته انسانهایی به جد دنبال این قدرت‌ها بوده اند اما از آنجایی که حسرت و حسادت باعث تخریب ذهن می شود قدرتشان در حد شعبده بازی و جادوگری بیشتر نشد ، کسی می تواند به این قدرت برسد که به بی نیازی برسد و نیازهایش قفل بر ذهنش نباشند ، انسان بی نیاز انسان قدرتمندی ست و بالاترین قدرت‌ها قدرت از دست دادن است ، هر زمان کسی به این قدرت برسد بدون هیچگونه تکبر و ریا و فریب و حسرت و حسادت و دروغ (که مجموع اینها جهنم محسوب میشود) می تواند به مرحله ی خدا شدن برسد ، خالق جهنم ، ذهن است خالق بهشت هم ذهن است ، مثال درگیری ذهن با یک قاتل که او را تا مرز جنون می کشاند و مجبورش می کند تا گناهش را ببیند و اجازه ی فرار به او نمی دهد مثال خوبیست ، ذهن می تواند چیزهای وجود نداشته راتخیل کند و بسازد ، اما ذهن انسانها باهم در ارتباطند مثلن شما تخیل می کنید و این تخیل روی یک فرکانس از طریق ذهن کدگذاری و وارد سیستم ذهنی می شود ده سال بعد یا صد سال بعد تخیل شما توسط ذهنی دیگر که خلاقتر است و پیگیری بیشتری می کند ساخته می شود … جالب است بدانید اگر بتوانید ذهن را به کنترل خود در بیاورید می توانید به واسطه ی سیگنال ذهنی ، ذهن‌های دیگر را به خط خود مرتبط کنید و درخواست‌های خود را ارسال کنید
گزیده ای از ( فهم بشر از صفر تا بی نهایت )


اشاره: مسوولیت محتوای نوشتارها و مقاله‌های ارسالی، بر عهده نویسنده است و گذار (سامانه دموکراسی و داد)، دیدگاه‌ها و آرای مطرح شده در محتوای مطالب را ارزش‌گذاری نمی‌کند. هدف این سامانه مهیا کردن تریبونی آزاد برای بیان آرا و دیدگاه‌های مختلف در راستای گذار از حاکمیت اسلامی به دموکراسی است.

 

دیدگاهی بنویسید

لطفا دیدگاه خود را در اینجا بنویسید
لطفا نام خود را در اینجا بنویسید

هشت − 1 =