نویسنده: کامران چاه تل (ترکیه)
در طلوع عصر زیبای زمان
مردماند اندر عذاب بیامان
نان ندارند، برق هر شب میپرد
آب اگر باشد، بوی گندش میزند
رهبر الدنگ، بیشرف، بیریشه
جز دروغ و دزدی و خون، هیچیـشه
گفت آزادی، ولی زندان بنا کرد
با تفنگ و چوبهی دارش، مینما کرد
ملک را دادند دست مشتی گدا
ملاهای دزد و شیخِ بیحیا
شیخِ حرومزاده با ریش بلند
از شکمبارگی شده مثل گوسپند
ملت اما توی صف مرغ و نان
مثل خر بار میکشند بیجان
هرچه دروغ است، ملا اختراع کرد
هرچه جنایت بود، رهبر دفاع کرد
نه خدایی، نه رسالتی، نه دین
همهاش بازیست با خون زمین
لعنت ای خامنهای بر نسل تو
بر دروغ و مکر و بر هر فَسق تو
ملت از بس صبر کردند، خستهاند
دست آخر مثل سیل، آمادهاند
روزی آید، ریشها را میتراشند
این دکان دین فروشان را میپاشند
آن زمان ملت به پا، آزاد و شاد
میزنند این تخت ظلم را بر باد
شنبه /۶/سپتامبر/۲۰۲۵
🌹🙏✌️