✍️:کامران چاه تل
بحرانهای پسیِ قدرت، نه اتفاق، که معماریِ نظم از میانِ خاکسترند. ما در اقیانوسی تاریک پارو میزنیم؛ رقصی مقتدرانه در آستانهی سقوط، تا در «وادیِ حیرت»، مجالی برای تأملی نوین گشوده شود. فروپاشیهای معاصر، تکنیکِ بازتولیدِ سلطه در بسترِ آشوبهای خودساخته است.
سکانداران، منجمد در جنون، بیهوده «امواج را هل میدهند». آنان در اتاقِ ناخدا به قدرت پناه بردهاند؛ چرا که در تهیبودگیِ مطلقِ خویش، معنایی نیافته و برای گریز از مَلال، هیجانی از جنسِ خون میتراشند. آنان اراده میرانند، اما طبیعت، بنبستی صامت است که بر تمامیِ آنان حکم میراند. حاکمان برای کتمانِ انسدادِ فکریِ خویش، جوامع را به مسلخِ بحرانهای عمدی میکشانند.
این آشوب، آزمونی برای بلعیدنِ اذهانِ خسته و تسلیمِ تودهها در برابرِ اقلیتی خودبرتربین است. معیشت، نه بر عقلانیت، که بر مَدارِ فریب میچرخد. انحصارِ دانش و سِحرِ ارقام، رگهایِ حیاتیِ حقیقت را مسدود کرده است.
سیاستِ اصیل، فرارفتن از هندسهی ارقام است. تایتانیکِ تاریخ را نه اعداد، که ارادههایِ بیمار در اتاقِ ناخدا هدایت میکنند؛ همانان که برای کتمانِ فاجعه، حاشیهها را آراستهاند. راهِ خروج، نه همرنگی با موج، بلکه بازیافتنِ «نقادیِ سنگی» و افشایِ حقارتی است که در پسِ پردهیِ شکوهِ قدرت پنهان شده است.
۲۲/مارس/۲۰۲۶