بخش دوم اطلاعیه محمدعلی طاهری در ۱۱ می ۲۰۲۶

به همین علت هم است که شکست خورده‌اند و هرگز نیز به تهران نمی روند، هرچند که این حقیقت تلخ است ولی به تدریج خواهند فهمید که این یک حقیقت است ومقصر آن نیز خودشان هستند. این عده همانطوری که به خوبی تجربه و در تاریخ ثبت شد به جز فحاشی آن هم از نوع رکیک‌ترین فحش‌های ممکن، چیز دیگری عرضه نکردند و می روند تا فرهنگ پربار ایران زمین را مضمحل نموده و لجن مال کنند. به طوری که الان کوروش و… اگر زنده می شدند و می دیدند و می شنیدند که به نام تمدن کوروش بزرگ و ایران باستان، این همه فحش‌های رکیک به دهان این عده جاری میشود که حتی کودکان هم دچار بدآموزی شده‌اند، مسلما از خجالت ترجیح می دادند که زنده نمانند و مجددا بمیرند.

لازم به ذکر است که فرهنگ چند هزار ساله ایران پر از فرزانگان و بزرگانی بوده که هر چه فرهنگ غنی ایران دارد، به جا مانده از آنهاست (عید نوروز، سیزده به در، جشن مهرگان و… یادگار فرزانگان است و نه به جا مانده از شاهان طول تاریخ). تاریخ ما هرگز فرهنگ فحاشی را به خود ندیده بود تا کودتای 28 مرداد سال 1332 که شعبان بی مخ و چاقوکش‌های ایران و فاحشه‌ها و زنان بدکاره به سرکردگی پری بلنده (طبق اسناد موجود و اسناد افشا شده طراحان و مجریان کودتا در غرب) این فرهنگ را باب کردند که این روزها مجددا به بهترین وجهی ارتقا یافته آن احیا شده و مورد استفاده قرار گرفته تا بتواند سایر جریان‌های با ادب و با نزاکت و متشخص را منزوی کند و جریان فحاشان بتواند خود را به عنوان تنها جریان غالب ایران نشان بدهد و زمام امور را به دست بگیرد. در حالیکه این جریان فقط 73 سال قدمت دارد (شعبان بی مخ- پری بلنده) ولی خود را با تاریخچه 2585 ساله معرفی میکند. مسلما چنین فرهنگ مبتذلی نمیتواند بر فرهنگ حداقل 5000 ساله ایران غلبه‌ پیدا کند. این هم دلیل دیگر شکست این جریان است که هرگز به تهران نخواهد رسید.

از جمله دلایل دیگر چنین شکستی، ضدیت آشکار و علنی با ملیت‌های مختلف کرد، ترک، لر، بلوچ و… که همگی مورد بی احترامی این جریان قرار گرفته و حتی نسبت به این ملیت‌های شریف ایران تهدید به آتش سوزی و به راه انداختن هولوکاست دوم شده که طبیعتا چنین اتفاقی هرگز نخواهد افتاد و همچنین توهین به همه جریانات فکری و دیگر اندیشان و… که مسلما در این ماه‌ها به دلایل متعدد سکوت کردند تا امروز شاهد شکست این جریان باشند و با چشمان خودشان ببینند که چگونه تاریخ انسان‌های بی ادب و گستاخ و… را ادب میکند و سر جایشان می نشاند، یکی را زودتر و یکی را دیرتر. به هر حال با فحاشی و تهدید و… نمیتوان در طولانی مدت به جایی رسید و دیر یا زود پرده‌ها کنار می روند.

البته دلایل متعدد و متنوع بسیار دیگری نیز وجود دارد که از مجال این بحث خارج است و فرصت مفصل دیگری را می طلبد.

اما نتیجه کار جنگ طلبان که با نپختگی و اطلاعات غلط و احساسی و… خواستار حمله آمریکا و اسراییل به ایران بودند که آن‌ها زحمت بکشند و ایران را تسخیر نمایند و تحویل این عده بدهند که بنده از ماه‌ها قبل به عنوان یکی از مخالفین چنین مداخله‌ای که به صورت کتبی، صوتی، اعلام در راهپیمایی و… این مخالفت را ابراز نموده و شکست این جریان را اعلام کرده بودم که در نتیجه آن متهم به نداشتن شعور سیاسی، همراهی با ج.ا و بسیاری از افتراهای دیگر شده بودم. ولیکن امروز زمانی است که میتوانیم شاهد بطلان نظرات آنها و صحت و درستی عملکرد خود باشیم

سوما) در اینجا اشاره به این نکته بسیار ضروری است که ج.ا از همه طرفداران جنگ و حمله به ایران که تحت عناوین حمایت از ملت ایران و مداخله بشردوستانه در ایران و… صورت گرفت، بسیار ممنون و سپاسگزار است و قطعا از خدمتی که این عده نموده‌اند، کمال تشکر را دارد. علت این تشکر به غیر از ایجاد اختلاف شدید در بین ایرانیان خارج از کشور و متلاشی کردن امکان هرگونه وحدت و همدلی در این رابطه، خدشه‌دار شدن آبروی ایرانیان خارج از کشور در نزد سایر ملل و …، به موفقیت‌های ایران که از این طریق حاصل شده و یا حاصل خواهد شد، خیلی مختصر و فهرست‌وار اشاره می کنم:

ابرقدرت شدن ایران به دنبال شکست نظامی آمریکا و اسراییل در جنگ با ایران (خاطر نشان می کنم که بمباران زیرساخت‌های یک کشور، امتیاز نظامی و پیروزی محسوب نمی شود. در این باره، همه کارشناسان نظامی به خوبی می دادند که حتی اگر ایران به ویرانه تبدیل شود، هیچگونه امتیاز نظامی برای کشورهای امریکا و اسراییل محسوب نمی شود و این بمباران از سر استیصال و شکست تلقی می شود و صرفا یک انتقام جویی به تلافی شکست وارده می باشد که ملت ایران باید سختی‌های آن را متحمل شوند. در ضمن، این ابرقدرت شدن نه تنها ماندگار خواهد بود، بلکه با گذشت زمان نیز روز به روز بر توان نظامی و اقتدار آن افزوده‌تر می‌شود.

بخش سوم اطلاعیه ۱۱ می ۲۰۲۶ محمدعلی طاهری پیشبینی وضع منطقه‌ای و جهانی بعد از جنگ

بخش اول و دوم در پست های قبلی

باز پس گرفتن بحرین (به زودی شاهد این اتفاق خواهیم بود و البته خیلی اتفاقات دیگر در منطقه از جمله، از هم پاشیدن امارات و…)
برگردانیدن کلیه سرمایه‌هایی که از ایران به سمت دوبی انتقال پیدا کرده بود و تعطیلی دوبی و وارد شدن ضررهای میلیاردی به منافع این کشور و سرمایه گذاری های غربی
معرفی شدن ایران به دنیا در حالی که تا همین اخیرا کسی نمیدانست اصلا ایران کجا هست و هرکس به افراد خارجی میگفت ایرانی هستم می بایستی کلی توضیح می داد تا می فهمیدند ایران کجا هست ولی الان همه دنیا فهمیدند ایران کجاست و چقدر قدرتمند است که آمریکا و اسراییل و چهل کشور مداخله کننده دیگر در جنگ نتوانستند آنرا از پای بیاندازند و تسلیم کنند.
پیداکردن محبوبیت جهانی برای همه جریانات ضد امپریالیستی دنیا و بسیاری از اهالی کشورهای مختلف و همه جریانات ضد صهیونیستی و…
به حرکت در آوردن مسلمانان منطقه مانند عراق، پاکستان، ترکیه و… و معطوف شدن بیشتر آنها به ایران و…
به کنترل درآوردن تنگه هرمز و پیدا کردن محل درآمد کلان از طریق دریافت عوارض عبور از این تنگه
به دست آوردن ارزش و اهمیت اقتصادی جهانی به طوریکه میتواند بر روی اقتصاد دنیا تاثیر گذار باشد. آن هم در حدیکه تورم جهانی را افزایش یا کاهش بدهد و همچنین در حال حاضر میتواند باعث فروپاشی اقتصاد آمریکا بشود (قیمت نفت روی 150 دلار در بشکه میتواند ضربه اقتصادی وحشتناکی به اقتصاد آمریکا وارد کند. همچنین باعث ورشکستگی بسیاری از شرکت‌ها و… ازجمله ایرلاین‌ها بشود (به عنوان نمونه ورشکستگی ایرلاین spirit آمریکا).
به رسمیت شناخته شدن ایران توسط بیمه‌های کشتیرانی بطوری که برای صدور بیمه کشتی‌ها، گرفتن تایید و مجوز عبور از سوی منابع ذیربط ایران الزامی شده است.
ایجاد یکپارچگی بیشتر در بین آحاد مختلف مردم در داخل کشور
ایجاد جمعیت جان فدا و رسیدن آن به تعداد بیش از31 میلیون نفر (تا کنون)
اعلام همبستگی تعداد زیادی از ایرانیان خارج از کشور با ج.ا
رسیدن به اطمینان خاطر حفظ توانایی‌های نظام که حتما باید انرژی هسته‌ای و موشکی و نیروهای نیابتی و… را حفظ نموده و به هیچ عنوان بر سر آنها مذاکره نکند و امتیازی ندهد.
کنترل و اشراف بر روی ایرانیان خارج از کشور به طوری که افراد زیادی دیگر نمی توانند به ایران رفت و آمد داشته باشند و اموال بسیاری نیز توقیف شده است و از این پس نیز خدماتی به ایرانیان خارج از کشور به اتهام همکاری با متخاصمین داده نمی شود. اینک برای انجام کارهای ضروریشان به کجا میخواهند مراجعه کنند؟ این است عاقبت خام بودن و فریب رویاپردازی را خوردن و شیرغُرّان خارج از کشور بودن. (لازم به ذکر است که بنده این را برای خودم نمیگویم. چون که من در سال 1397 در داخل زندان اوین رسما تقاضای سلب تابعیت از نظام جمهوری اسلامی را اعلام کردم و الان هم فقط تابعیت کانادا را دارم و از ایران هم بدون داشتن پاسپورت و بصورت غیرقانونی به خارج فرار کرده‌ام).
کمک غیرمستقیم به حذف ریاست جمهوری آمریکا و از بین بردن شانس انتخاباتی او در دور بعدی ریاست جمهوری به واسطه جنگ با ایران و آشکارشدن مخالفت‌ها از سوی محافل مختلف با جنگ به ویژه با مداخله کنگره آمریکا در خصوص جنگ با ایران، جریان پرونده اپستین، نارضایتی مردم مظلوم آمریکا از تورم و…، جریان No King 👑، جریان کسب سود سرشار دست‌اندرکاران جنگ از معاملات نفتی در خلال جنگ با ایران و بسته شدن تنگه هرمز، جریان تعرفه‌ها و وارد کردن ضربات به اقتصاد جهانی و… همه این موارد به سور کلی شانس جمهوری خواهان را در دور آینده از بین برده که طبیعتا اسراییل نیز از این طریق یکی از حامیان بزرگ خود را در ریاست جمهوری از دست خواهد داد (البته وضعیت خود بی بی نیز خیلی جالب نیست).
تیرخلاص زدن به سلطنت و پادشاهی و تاج و تخت و… که البته در این مورد اشتباه‌های اساسی و راهبردی این جریان دلیل اصلی این رخداد بوده است و نظام ج.ا با تقویت غیرمستقیم این جریان توسط عوامل خود، موفق به زدن یک تیر و دو نشان شد. از یک طرف هم امتیازات برشمرده که در این بخش توضیح داده شد را به دست آورده و از طرف دیگر باعث ریزش شدید این جریان شد که بعد از آشکار شدن بلوف‌های سیاسی و… رخ داد به طوریکه این جریان دیگر شانسی نخواهد داشت.
رفع اجباری تحریم ایران و آزاد شدن دلارهای بلوکه شده ایران (به زودی)
برگشت عمران و آبادی و رفع خشکسالی در ایران با از بین رفتن پروژه «هارپ» با از بین رفتن تجهیرات منطقه‌ای آن و آنتن‌های رادارهای مربوطه و بهتر شدن وضعیت آلودگی هوای شهرها به علت بارش باران.

🔴 نه به قتل، نه به اعدام؛ این دو دشمن هم نیستند 🔴

یک انسان به قتل رسیده است.

اگر کسی مرتکب قتل شده، باید شناسایی شود، در یک دادگاه عادلانه محاکمه شود و مسئولیت عملش را بپذیرد.
این دقیقاً همان چیزی است که مخالفت با اعدام می‌گوید: مسئولیت، محاکمه و مجازات؛ اما نه گرفتن یک جان دیگر.

این روزها بعضی‌ها می‌پرسند:
«کسانی که نه به اعدام می‌گفتند، حالا کجا هستند؟»

همین‌جا.

می‌شود قتل را بدون هیچ اما و اگری محکوم کرد و هم‌زمان مخالف اعدام قاتل بود.

این تناقض نیست.

تناقض آنجاست که بگوییم کشتن انسان بد است، پس برای نشان‌دادن بدبودن آن، انسان دیگری را هم بکشیم.

مخالفت با اعدام به معنای بی‌گناه دانستن مجرم نیست.
به معنای فراموش کردن قربانی هم نیست.
و قطعاً به معنای تأیید خشونت نیست.

بحث بر سر چیز دیگری است:

آیا دولت باید قدرت گرفتن عمدی و برگشت‌ناپذیر جان یک انسان را داشته باشد؟

حتی اگر امروز از یک قتل خشمگینیم، این پرسش همچنان سر جای خودش باقی است.

🔴 قتل را محکوم می‌کنیم.
خواهان محاکمه عادلانه و پاسخگویی عاملان هستیم.
و همچنان می‌گوییم: نه به اعدام. 🔴

دیدگاهی بنویسید

لطفا دیدگاه خود را در اینجا بنویسید
لطفا نام خود را در اینجا بنویسید

9 + هشت =