مجلس و شهردار و مسئولین متعهد با لهجه…

اخیرا ویدیویی از جلسه ای در شهرداری ارومیه در شبکات مجازی انتشار یافته است که عضو کرد شورای شهر از شهردار ارومیه درخواست می کند به زبان فارسی سخن بگوید تا برای کلیه حضار قابل مفهوم باشد، اما شهردار ارومیه در خصوص این درخواست پاسخ منفی می دهد و به سخنرانی به زبان مادری خود ادامه می دهد و عضو کرد شورای شهر در اعتراض به این مسئله، جلسه را ترک می کند.

یادداشت زهرا شفیعی دهاقانی در رابطه با این رخداد:

مجلس و شهردار و مسئولین متعهد با لهجه…

اینهمه سروصدا و بلوا برای شهردار ارومیه که تسلط بر زبان فارسی ندارد و نمی تواند محتوای حرفهایش را به زبان ملی بیان کند، شاهکاریست که این روزها برایش سناریو چیده اند حالا باز چه آشی برای مردم پخته اند الله اعلم …آقایان و حضرات محترم شما واقعا خود را به کری و کوری زده اید یا کور و کر مادر زاد بوده اید!!! آخر مگر می شود سالها در دیگ آبجوش نشسته باشید و به یکباره با یک جهش از ته قابلمه برای دفاع از حقوق مردم برخاسته باشید!!!

تمام ساختاری که در بطن دستگاهها وجود دارد و رو در رو با مشکلات مردم سند و مسند و صندلی و قدرت دارند را دوباره نگاه کنید حالا منهای اینکه پسر خاله و دختر دایی و عموزاده های بی سواد اما متعهد دارای قدرت شده اند افرادی در دستگاه به وجود آمدند بسیار بی لیاقت، دارای آرم بر پیشانی ،در لایه های حکومت که زبان و لهجه های غلیظشان، مردم را به هچلستان انداخته، مثلاً دوسال پیش در محاکمه ی ناعادلانه ی دوستی در دادگاه مفتح، شعبه ۲۱۱ شرکت کردم اصلا شاید باورتان نشود چقدر تخلف علیه دوستم انجام دادند و اولین تخلف علیه ایشان این بود که ما هر چه از قاضی پرونده می خواستیم تا با زبان فارسی حرف بزند لهجه و زبان ترکی را برای تفهیم اتهام انتخاب کرده بود و ما قادر به تشخیص موقعیت پرونده نبودیم، به شدت عصبی و فرصت حرف زدن به متهم نمی دادند، حتی اجازه ی نوشتن واخواهی به ایشان داده نشد و او را راهی زندان کردند و قاضی به ایشان گفت در زندان واخواهی را تنظیم کند اعتراض ما افاقه ای نکرد و قاضی ما را تهدید به حبس کرد، باور نمی کنم که ندانید وضع ایران ویران تر از مجلس و شهردار ارومیه و بحث بین فهمیدن و نفهمیدن نماینده ی معترض باشد حضرات متعهد به نظام حقوق مردم را سالهاست زیر پا له کرده و هیچ کسی حرفی به نشانه ی اعتراض نمی گوید، اینجا تبدیل به دیوانه خانه شده و هر کس ساز خودش را می زند و نمی بیند چه بلایی سر مردم آورده اند، آقای رئیس، آقای مدیر، آقای ناظم، آقای خیلی بزرگ و مقدس که هیچ کسی جرات بردن نام شما را ندارد وگرنه باید طعم تلخ سلول انفرادی را بچشد، آقای سپاه که سر را به هر سمتی بچرخانیم سهم تو از این انقلاب بیشتر از هر کسی بوده، آهای آقایان بی تفاوت چسبیده بر صندلی های مجلس، با شما هم هستم قوای مثلا متعهد و مثلا متخصص سه گانه مخصوصا آقای قوه قضاییه … دیر شده خیلی دیر … آنقدر دیر که حتی فرصت پیدا نخواهید کرد خود را آماده ی سفر کنید، عصای موسی فرق دریا را شکافته و به زودی شما در دل آبهای آگاهی غرق خواهید شد و نشانی از شما یافت نخواهد شد، هر روز بازی جدید برای مردم درست می کنید و تصورتان این است که باز می توانید از تعصب و غیرت مردم مسلمان استفاده کنید و پالانتان را برایشان تجهیز کنید، برادران و خواهران هزارچهره، کور خوانده اید، سفره ی شما خیلی وقت است جمع شده، در برابر اینهمه فسادتان هیچ کسی نمی تواند بی تفاوت باشد و باز برایتان کف و سوت و هورا بکشد و شما را مبارزین بی ادعا ، مردان غیور بدانند، امتحانتان را بد پس دادید، خداوند به همه فرصت می دهد برای همه سفره ی نعمت می چیند شما نه تنها فرصتها را سوزاندید بلکه امروز تنهایید هیچ کسی سنگتان را به سینه نخواهد کوفت شاید پیرزنان و پیرمردانی که بر اثر ناشنوایی و کم بینایی نتوانسته اند خبرها را ببینند و بشنوند برایتان دعای خیر کنند ولی تمام مردم ایران نه کرند ،نه کور ، آنها شما را در زباله دان تاریخ خواهند انداخت … وای بر احوالتان، روزگار چرک و سیاهی در پیش رو دارید …

زهرا شفیعی دهاقانی

مسوولیت محتوای نوشتارها و مقاله‌های ارسالی، بر عهده نویسنده است و گذار (سامانه دموکراسی و داد)، دیدگاه‌ها و آرای مطرح شده در محتوای مطالب را ارزش‌گذاری نمی‌کند. هدف این سامانه مهیا کردن تریبونی آزاد برای بیان آرا و دیدگاه‌های مختلف در راستای گذار از حاکمیت اسلامی به دموکراسی است.

دیدگاهی بنویسید

لطفا دیدگاه خود را در اینجا بنویسید
لطفا نام خود را در اینجا بنویسید

17 − پنج =